محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3182
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« رأى تو و يارانت موافق باشد اين كار را به پير شيعه و يار پيمبر خدا و « صاحب سابقه و عمل ، سليمان بن صرد سپاريم كه دليرى و دينداريش « پسنديده است و دور انديشيش مورد اطمينان . اين سخن را مىگويم و « براى خودم و شما آمرزش مىطلبم . » گويد : آنگاه عبد الله بن وال و عبد الله بن سعد سخن كردند ، حمد پروردگار گفتند و ثناى او كردند و سخنانى همانند رفاعة بن شداد گفتند ، از فضيلت مسيب بن نجبه ياد كردند و از سبق اسلام سليمان بن صرد سخن آوردند و خشنودى خويش را از سالارى وى اعلام كردند . گويد : مسيب بن نجبه گفت : « درست گفتيد و توفيق يافتيد رأى من نيز همانند رأى شماست . كار خويش را به سليمان بن صرد سپاريد . » ابو محنف گويد : اين حديث را با سليمان بن ابى راشد بگفتم كه گفت : « از حميد ابن مسلم شنيدم كه مىگفت : به خدا من آن روز حضور داشتم ، روزى كه سليمان بن صرد را سالار كردند ، آن روز بيشتر از صد كس از يكه سواران و سران شيعه در خانهء وى بوديم . » راوى گويد : پس سليمان بن صرد سخن گفت و محكم گفت و پيوسته در هر جمعه سخنان خود را تكرار كرد كه من آن را به خاطر سپردم و چنين گفت : « ثناى خدا مىكنم و حمد نعمتها و عطاياى او مىگويم و شهادت « مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و محمد فرستادهء اوست . اما بعد « به خدا بيم دارم كه در اين روزگار كه معاش سخت است و بليه بزرگ « و ستم عام ، سرانجام ما شيعيان صاحب فضيلت ، نيك نباشد . ما در انتظار « آمدن خاندان پيمبرمان بوديم و به آنها وعدهء يارى مىداديم و به آمدن « ترغيبشان مىكرديم و چون بيامدند سستى كرديم و عاجز مانديم و دورويى « كرديم و نظاره كرديم و منتظر مانديم ببينيم چه مىشود تا فرزند پيمبرمان